لیورپول

زنده باد لیورپول

   + sorena - ۳:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٢۱

کوپا آمریکا.5 صبح و ولگردی تو اینترنت

آخ که بیکاری چه قدر بده.درس که تموم شد.فوتبالم که اون طوری.کارم که خدا رو شکر هیچ وقت نیست.دیگه واقعا دارم دیوونه می شم.فقط یه کوپا آمه ریکا مونده که اونم خدا خیرشون نده بازی هارو گذاشتن 5 صبح که فرصت دیدن مسی و سوارز و پاتو رو ازمون بگیرن.لیگ انگلیس و اسپانیا هم که انگار نمی خواد شروع بشه.این روزا هم کارم شده ولگردی تو اینترنت.

   + sorena - ٥:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢۱

آی فوتبال کجایی!!!

دیوونه شدم از بی فوتبالی (در واقع فوتبال خونم اومده پایین به شدت) کِی این فصل جدید شروع میشه.کارم همش شده درس،بیکاری،ول چرخیدن تو اینترنت(که مثل بقیه بی فایدس!!) یا اینکه باید بشینم پای تلویزیون ستایش ببینم(که اونم طاهر مرد و دیگه حال نمی ده!!!)خلاصه از این که کم آپ می کنم شرمنده چون کارمون کساده دیگه!

   + sorena - ٩:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۳۱

نمی دونم چی بنویسم....

مضطرب توی رختکن روی صندلی نشسته بود.میدونست که این بازی،می تونه براشون رویایی باشه،اما اونا رویا رویا ساز بودن،خودشون اینو می دونستن.می دونستن و ایمان داشتن که می برن.کم کم باید میرفت تو زمین،چشم امید هزاران آدم به اون بود.قبل از اینکه پا به زمین بذاره با نگاه خندان پپ روبه رو شد،نگاهی که منتظر جواب بود.اما این استرس لعنتی اجازه نمی داد.مثل همیشه سرش پایین بود و به کفشاش نگاه می کرد.صدای همهمه ی استادیوم توی گوشش آشنا بود.بله.سرود بارسلون .این جا اوج هیجان بود.نیمی از ورزشگاه با رنگ آبی و اناری تزیین شده بود و نیمی دیگر با رنگ دشمن.اما او فقط آبی و اناری ها رو می دید.داور سوت رو به صدا در آورد و بازی آغاز شد.ولی او همچنان غرق در افکار خودش.(ما فراتر از یک باشگاهیم).وقتی به خودش اومد بازی 1-1 بود.نیمه اول به پایان رسید.دوباره صندلیِ رختکن و دوباره نگاه پپ.هنوز هم داشت تکرار می کرد(ما فراتر از یک باشگاهیم).نیمه دوم شروع شد،این بار حواسش بیشتر جمع بود منتظر یه فرصت بود.فقط یه فرصت لازم بود تا به اندازه ی تمام بازی تلافی کنه.ژاوی داشت فکرشو می خوند و همزمان تدارک یه پاس رو می دید.وقتی توپ چسبید به کفشاش شروع کرد به صحبت کردن،از یه گل حرف می زند،از یه سوپر اتفاق.توپ چسبید به تور و استادیوم منفجر شد و مسی شد مسبب بوسه ی توپ و تور دروازه.بله مسی بود.مسیِ دوست داشتنی که با داشت با  نگاهش جواب نگاه های بی شمار پپ رو می داد.

در چنین لحظه ای و در شبی پر هیاهو پسرک پیراهن بارسلون رو می بوسید و می گفت(ما فراتر از یک باشگاهیم)

 قلب

   + sorena - ٦:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٠

من اومدم

و اینک بارسلون؛

این روزا که خدا رو شکر قحط فوتبال شده و نه انگلیس هست،نه اسپانیا،فینال جام قهرمانان اروپا فرصت خوبیِ برای بالا و پایین رفتن فشار خون!برای اینکه با هر موقعیت نیم متر بپری بالا و ناراحت از گل نشدنش آروم بشینی و ادامه ی بازی رو ببینی.فردا شب فرصت خوبیِ برای درس گرفتن از دکتر صدر،برای خندیدن به حرفا و غبطه خوردن به اطلاعات فردوسی پور(البته اگه بذارنش).

درست که من طرفدار بارسلون هستم ولی جدا از بردن جام بیشتر به هیجان بازی فکر می کنم چون ممکن تا سال دیگه همچین بازی ای پیش نیاد،وگرنه این که دیگه معلومه بارسلون می بره اونم با گلای ویا و پدرو.

آخ که چه حالی میده قیافه ی شکست خورده ی منچستر اونم تو انگلیس.

به امید برد کاتالان ها. خنده

   + sorena - ٦:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٦

مشکل فنی!!!

بینندگان عزیز!!!!!

به دلیل مشکلات فنی یه هفته ای در خدمت شما نیستم.

لطفا به گیرنده هاتون دست نزنید.

با عرض پوزش!

   + sorena - ٥:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱

رتبه ی پنجم لعنتی!!

ای بابا شانس نداریم ها(نه واقعا داریم؟)برای اولین بار تو این فصل رسیدیم به رتبه پنجم بعد امیدوار شدیم به پلی آف جام قهرمانان به شرط اینکه همه ی بازی هارو ببریم.اون وقت دقیقا تو مهم ترین بازی که نباید ببازیم،باختیم.

من همیشه از تاتنهام متنفر بودم.مخصوصا تو این چند سال اخیر که تا تونستن مارو بردن،چه دو سال پیش که ٢-٠ بردن،چه فصل قبل که تو اولین بازی ٣-١ بهشون باختیم.

دیشب از بس اعصابم خورد بود که فکر کنم فشارم رفته بود روی ٢٠٠(خالی بندی تا این حد!!!!!!!!!!)از یه طرف هم هفته ی دیگه امتحان دارم.خلاصه:استرس،دلشوره،نگرانی و... فقط دلخوشم به لیورپول.

   + sorena - ٧:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٦

فصل آینده-هدف:فقط قهرمانی

یک سال دیگه هم به حسرت لیورپولی ها برای قهرمانی در لیگ جزیره اضافه شد.اما هر سال مصمم تر از گذشته.1-2 سالی هست که حتا جزو 4 تیم اول یا همون(big four)هم نیستیم.البته ما افتخاراتی داریم که این ناکامی ها در برابرش دیده نمی شه.اما فصل بعد ماجرا فرق خواهد کرد.ما به واسطه ی بازیکن هایی که داریم،به خاطر مربی فوق العاده ای که داریم و ... به قهرمانی فصل بعد امیدوارتر از همیشه هستیم.

این بار هم منچستر یونایتد قهرمان شد،هر چند از چلسی هم اتدازه ی یونایتد متنفرم اما ترجیح می دادم آبی ها قهرمان بشن...که نشدن.اما فصل بعد ما خیالی به جز قهرمانی نداریم.

دیشب هم که فولام رو(تو خونه ی خودش) ۵ تایی کردیم و خط و نشونی برای رقبا کشیدیم.ام ااااااااااااااااای کاش که از اول فصل این جوری می بردیم.

   + sorena - ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٠
← صفحه بعد